قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2108
تاريخ الفي ( فارسى )
مصالحه درآمده امّا فرهاد و ابو منصور و ابو جعفر به مصالحه راضى نمىشدند الّا به شرط آنكه جماعتى كه مادّهء فساد و فتنهاند از جوزقانيان به ايشان سپارند تا از گناه ديگران درگذرند . القصّه ، كار به جايى رسيد كه علىّ بن عمران نيز پيش قبيلهء خود رفت و كار به محاربه انجاميد . آخر الأمر ، فرهاد بن مرداويج در معركه به قتل رسيد و ابو منصور و ابو جعفر هر دو زنده به دست جوزقانيان افتادند . ابو جعفر را به قصاص ابو الفرج كشتند و ابو منصور را در بند نگاه داشتند . و علىّ بن عمران از علاء الدّوله رويگردان شده در آن ولايت به رياست و ايالت مستقل گشت و اين همه فتنه و فساد به واسطهء آن به هم رسيد كه ابو جعفر با آن جماعت كه بىنهايت امتناع داشتند سلوك هموار نكرد . و از جملهء وقايع اين سال محاربهء قرواش بن مقلّد بود با بنى خفاجه . و تفصيل اين مجمل آنكه جمعى از خفاجه به ولايت قرواش بن مقلّد درآمده دستدرازى نمودند و قرواش در صدد دفع ايشان درآمده جمعى را به سياست رسانيده و بنى خفاجه استغاثه به دبيس « 1 » بن علىّ مزيد اسدى و ابو الفتان ، كه مير بنى خفاجه بود ، بردند . و ايشان هر دو قبيله خود را جمع نموده با لشكرى بسيار متوجّه دفع قرواش شدند . در نواحى كوفه مقدّمهء هر دو طايفه به هم رسيد و غلبه از جانب بنى اسد و بنى خفاجه بود . چون قرواش دانست كه طاقت مقاومت ايشان ندارد شباشب با جمعى قليل ، اكثر سپاه خود را گذاشته روى به انبار نهاد . مردم او خبر يافته در عقب او روان شدند . بنى اسد و بنى خفاجه نيز بر اين حال اطلاع يافته ايشان را تعاقب نمودند . چون به حدود انبار رسيدند و قرواش ديد كه دشمن رسيد ناچار انبار را گذاشته به جانب ديگر رفت و بنى اسد و بنى خفاجه بر انبار استيلا يافتند . و در اين سال به واسطهء آنكه در بغداد والى سايسى نبود ؛ چرا كه ، ابو كاليجار به حرب عمّ خود ، ابو الفوارس ، گرفتار بود و جلال الدّوله در بصره مىبود تركان و عيّاران و ساير اوباش بغداد شروع در افساد نموده به خانههاى مردم درمىآمدند و صاحب خانه را شكنجه مىكردند كه : ذخاير خود را بيرون آر . و مردم بغداد كوچهبندها كرده ، ولى فايده نمىداد . آخر الأمر ، ميانهء رعايا و آن جماعت كار به محاربه رسيد . امّا از دست رعايا كارى برنمىآمد و مهمّ به آنجا رسيد كه محلّهء كرخ را ، كه بزرگترين محلّات بغداد بود ، غارت كردند و اموال بىنهايت بردند و كار اهل شرّ به جايى رسيد كه فوق آن تصوّر نتوان كرد . بنابراين ، اتّفاق نموده به طلب جلال الدّوله كس فرستادند . چون جلال الدّوله به بغداد درآمد فتنه و فساد تسكين يافت . و از جمله وقايع اين سال ، رفتن أثير بن عنبر بود به جانب موصل . ابن أثير بن عنبر اوّل
--> ( 1 ) . هر سه نسخه : بين .